ساخته ورزشگاه پرسپولیس هواداران پرسپولیس

ساخته: ورزشگاه پرسپولیس هواداران پرسپولیس هادی نوروزی همسر هادی نوروزی

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری فیلم «امیر» روایتی سنجیده از یک قهرمان در دل شهری بی رحم

وحید حسینی نامی کارگردان فیلم کوتاه در یادداشتی راجع به فیلم «امیر» ساخته نیما اقلیما نوشت و این اثر فیلم اولی را تازه نفس دانست.

فیلم «امیر» روایتی سنجیده از یک قهرمان در دل شهری بی رحم

فیلم «امیر» روایتی سنجیده از یک قهرمان در دل شهری بی رحم

عبارات مهم : کنترل

وحید حسینی نامی کارگردان فیلم کوتاه در یادداشتی راجع به فیلم «امیر» ساخته نیما اقلیما نوشت و این اثر فیلم اولی را تازه نفس دانست.

به گزارش مهر, متن یادداشت بدهید شرح است: «در سال های اخیر همواره یکی از هیجان های جشنواره فیلم های اول کارگردان های جوان هست؛ نسل تازه نفسی که با شور و طراوت، یکدستی و ملال جشنواره را به هم می زنند و پیشنهاد های تازه ای جهت سینما در چنته دارند و اغلب شگفتی ساز هم می شوند هرچند در دو سه سال اخیر متاسفانه اراده ای محکم جهت نادیده انگاشتن و محدود کردن این صداهای نو به وجود آمده است و با بهانه های متنوع و دستکاری های هر سال آیین نامه جشنواره حضور و بروز فیلم های اول و سینمای مستقل کمتر از هر لحظه شده است است.

دیگر نه بخش نگاه نو وجود خارجی دارد و نه فیلم های هنر و تجربه وقت اکران در فجر را بدست می آورند و سهم جوانان از این مراسم خوش حالی ملی روز به روز کمتر می شود و این وقت سوزی ها و ناروایی ها در بسط ناامیدی و دلسردی در میان سینماگران جوان، در دوره ای که موسوم به تدبیر و امید است نقش مهمی دارد.

«امیر» یکی از معدود فیلم های اول جشنواره سی و ششم است و هنوز این ایده را زنده نگه می دارد که فیلم های اول می توانند طراوت و تلنگری در بین فیلم های مرسوم جشنواره به حساب بیایند و هنگامی که سالن سینما را ترک می کنید از احساس رضایت آکنده باشید.

«امیر» روایتی با حوصله، دقیق و سنجیده از یک قهرمان در دل شهری بی رحم هست. «امیر» به معنای واقعی یک فیلم شهری محسوب می شود، نه به این معنا که داستان در لوکیشن های شهری روی می دهد، بلکه از این منظر که شهر تبدیل به یک عنصر قشنگی شناسی در فیلم می شود و کارکرد دراماتیک و حتی پیش برنده روایت را دارد.

نیما اقلیما با اصرار بر فرم بصری که گزینش کرده است تا حد زیادی می تواند از عهده کنترل همه عنصرهای در درون این نظام بصری بر بیاید. بدیهی ترین مواجهه با این قصه می توانست یک فشار بصری و التهاب و دینامیسم باشد که اقلیما هوشمندانه همه آنها را کنار گذاشته و بر ایده بصری خود اصرار می ورزد و این نکته، مبنای تفاوت فیلم امیر در روایت قصه ای است که تا آخر فیلم جان دارد و نفس می کشد.

حول آدم های فیلم «امیر» فضاهای منفی و تهی وجود دارد که رفته رفته به خصلتی در فرم این فیلم بدل می شود و این تهی بودن گویی از قصه تلخ و آدم های درگل مانده وام می گیرند. اقلیما به خوبی دربرابر کلیشه نشان دادن و توضیح دادن مقاومت می کند و همینجاست که شهر، اصوات و حتی اشیا کاربردی غیر از آکسسوار معمولی پیدا می کنند و تبدیل به پیشرانه های روایی در فیلم می شوند.

این خست در ارائه اطلاعات و توضیح راجع به آدم ها و در راس آنها شخصیت امیر و حوصله ای که کارگردان به خرج داده است در یک فیلم اول قابل تحسین است چراکه کارگردان با شلوغ کاری و به رخ کشیدن قدرت کارگردانی و تقطیع های مجذوب کننده در مسیر اثبات خود نیست، او راه خود را می رود و تا اندازه زیادی در این مسیر موفق است و بار خود را به منزل می رساند. نمایی که دوربین به آرامی به درب اتاق هر لحظه بسته امیر حرکت می کند می تواند نمونه ای جالب از این رویکرد باشد.

اقلیما تلاش می کند به رغم اندوه هایی که در فیلم جاری است و تقریبآ همه آدم های فیلم درگیر پرسشها بنیادینی هستند، فیلم به سمت سوگواری و آه و ناله نرود و شخصیت جدی و مصمم امیر با ایفای خوب میلاد کی مرام کنترل اوضاع را در دست می گیرد. شخصیت امیر این ظرفیت را دارد که در دام کلیشه های مرسوم گرفتار شود ولی اغلب می تواند خود را برهاند. به طور نمونه در جایی که امیر به خواهر خود می گوید که نامرد است دچار این عارضه می شود.

کنترل همه عنصرهای فیلم در مبحث بازیگری نیز خود را نشان می دهد و میلاد کی مرام که استعداد ایفای حداکثری و حجیم شده است را دارد، این بار او را در قامت کاراکتری کم حرف، جدی و فروخورده می بینیم و این تا انتها ادامه دارد و این سرد و تلخ بودن را نه در ظاهر بلکه به شکلی درونی اجرا می کند.

اما توصیه ای که در این فیلم نگارنده را تا انتها آزار می داد این بود که فیلمساز جهت تنفس در قصه و ایجاد صحنه های خنده آمیز لجام کار از دستش در می رود و از کنترلی که وصف آن رفت خبری نیست. شخصیت مستخدم مجتمع مسکونی هم در مزه پرانی افراط می کند و بازی شلخته و باورناپذیری دارد و همه تاثیرگذاری اش به خاطر لهجه است که خنده آمیز به نظر می رسد و این یک برخورد مرتجعانه هست. اینکه در یک همچین فیلم استریلیزه ای به لحاظ روایت و فرم لهجه یک کاراکتر دستمایه خنداندن قرار بگیرد خیلی توی ذوق می زند.

فیلم در آخر خود کمی دچار لکنت می شود. گویی چند بار و در چند نما به آخر می رسد و این تشویش در آخر آزاردهنده هست. فیلم یکبار در فرودگاه، یکبار در پشت بام مجتمع مسکونی با بک گراند فرودگاه و یکبار با حضور فرزند علی، اردلان و دیده شدن او جهت نخستین بار به آخر می رسد. فیلمساز خود نیز در اینکه فیلم کجا به آخر می رسد مردد است.

ولی درنهایت «امیر» به عنوان یک فیلم اول و با اصرار جسورانه ای که بر ساختار خود دارد یکی از فیلم های قابل اعتنای جشنواره تا اینجای کار به حساب می آید.»

واژه های کلیدی: کنترل | قهرمان | جشنواره | کارگردان | کارگردانی | جشنواره فیلم | کارگردان فیلم | اخبار فرهنگی و هنری

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs